لكه ننگ

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

لكه ننگ

پست من طرف setareh في 2010-02-21, 14:17

لكه ننگ




ديدي كه يار جز سر جور و ستم نداشت*****بشكست عهدوزغم ما هيچ غم نداشت



امروز وقتي از مدرسه تعطيل شدم راه افتادم به سمت خونه،مامانمينا رفته بودن خونه خالم ناهار اونا جا دعوت داشتيم، منم چون دير ازمدرسه ميرفتم خونه گفتم نميام.

وقتي رسيدم خونه دروبازم كردم رفتم تو داشتم درو ميبستم كه ديدم يكي درو نگه داشته و گفت دختر چرا درو ميبيندي درو باز كردم ديدم مجيد پسر خالمه ،گفتم سلام !!خوبي!!

سلام كردو گفت مامانم منو فرستاده دنبالت كه ببرمت خونمون.گفتم نه ممنون ،به مامانم كه نميام گفت نه ديگه حالا كه من اومدم دنبالت زود بيا بيريم گفتم پس صبر كن تا برم لباسامو عوض كنم بيام!!

گفت پس يه ليوان آب خنك برام بيار خيلي گرمه گفتم باشه يه لحظه!!

گفت دعوت نميكني بيام تو گفتم بفرماييد!!!

اومد تو سريع دويدم توي آشپزخانه و يه ليوان آب براش آوردم وبعد داشتم ميرفتم توي اتاقم كه گفت زهره نظرت درمورد من چيه ؟؟از خجالت آب شدم ،گفت منو دوست داري ديگه ؟؟؟من نميدونستم چي بگم گفتم خوب چرا دوست دارم (مجيد پسر خوش قيافه و شوخ طبعي بود،من ازش خوشم ميومدي!!!)

مجيد گفت منم از تو خوشم مياد !!و بيا از اين به بعد بيشتر با هم باشيم اولش خجالت كشيدم ولي بعدقبول كردم

بعد مجيد گفت برو زود آماده شو!!!

، رفتم توي اتاقم داشتم لباسمامو در مياوردم كه اومد تو سريع مانتومو گرفتم جلوم گفتم برو بيرون گفت چرا برم بيرون ؟ما كه همو دوست داريم نبايد از هم خجالت بكشيم !!!

گفتم ما به هم نامحرميم ؟؟؟

گفت خوب بعدا محرم ميشم!!!

ديگه چيزي نگفتم ولباسمو عوض كردم ،بعدم راه افتاديم طرفه خونشون!!

وقتي رسيديم خونشون همه منتظر ما بودن ،از اون به بعد با مجيد تلفني حرف ميزدم وچندبارهم با هم رفتيم كافي شاپ و بيرون.

بعد كم كم منو با دوستاش آشنا كرد،وبعد منو به مهماني هايي كه با دوستاش داشتن برد!!

يه روز گفت بيا خونه ي دوستم شاهين ،منم رفتم ،وقتي وارد خونه ي دوستش شدم مجيد با 5تا از دوستاش اونجا بودن هواي خونه پر دود سيگار بود.مجيدمنو راهنمايي كرد كه برم بشينم روي مبل نشستم خودشم نشست كنارم!!

بعد دوستاش نشتستن كنار من شاهين نشست كنار من ولي مجيد هيچي بهش نگفت!!!

بعد اون عوضي ها هر بلايي كه خواستن سر من آوردن!!

بعد از اون مجيد هرجا كه ميگفت ميرفتم

يه مدت بود كه حالم خوب نبود ،بعد متوجه شدم باردارم ،وقتي اين موضوعو با مجيد درميون گذاشتم گفت به من ربطي نداره و دورمنو خط بكش!!اون موقع فهميدم كه چقدر پسته!!!!!] خيلي دير فهميدي!!!![

خيلي سعي كردم بچه رو بندازم ولي نشد ،از اون به بعد رفتم باشگاه كه كسي متوجه نشه شكمم داره بزرگ ميشه!بعد يه روز درد شديدي گرفتم و مامانم منو زود رسوند بيمارستان .وقتي پرستار بهش گفته بود كه به پدر بچه تبريك بگيد ،مادر با بچه ش سلامن مامانم حاش بد شدو همون جا از حال رفته بود!!!

بعد با يه آزمايش متوجه شدن بچه مال مجيد!و مارو به عقد هم در آوردن.

بابا م منو از خونه بيرون كرد وگفت ديگه دختري به اسم زهره ندارم ،منو مجيد با اون بچه مجبور شديم از شهر بريم و يه زندگيه نكبتي رو شروع كنيم!!هر روز دعوا .مجيد هفته به هفته خونه نمي يومد خرجي نميداد يعني كاري نداشت كه خرجي بده، بعد ديگه اصلا خونه نيومد بچه مريض شد هر شب مينشستم بلاي سرش گريه ميكردم كه خدايا اين بچه و منو بكش چند روز بعد بچه از بيماري و گرسنگي مرد!!!!

منم برگشتم شهرمون واز مجيد جدا شدم ،مجيد و به علت حك حرمت چندتا دختر ديگه دستگير كرده بودن

منم سريع ازش جدا شدم!!

حالاهم توي يكي از خرابه هاي شهرمون زندگي ميكنم و يه كار پيدا كردم تا شكمه خودمو سير كنم

روي برگشتم به خونه رو ندارم!!!!!!!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

خوب ديديد كه پسرا سرو ته يه كرواسن !!!!!،نبايد به پسر جماعت اعتماد كرد،حتي فاميل!!!!!!اين كه فاميل بود دلش براي آبروي فاميلش نسوخت چه برسه كه غريبه هم باشه!!!!!البته من نميگم كه همش تقصير پسره!!اتفاقن به نظر من بيشترش تقصير دختراس چون تا دختر نخواد پسر نميتونه هيچ كاري بكنه!!!

حالا هي من داد بزنم كيه كه گوش بده!!!!!!!!!!!!!!

___________________________________________________
آنگاه كه ضربه هاي تيشه ي زندگي را
بر ريشه ي آرزو هايت حس ميكني
بياد بياوركه زيبايي شهاب ها
از شكستن قلب ستارگان است

setareh
مدير تالار دانش آموز
مدير تالار دانش آموز

تعداد پستها : 681

امتياز كاربر : 1612

تاريخ عضويت : 2009-11-17

جنسيت : انثى

متولد : 1991-10-29

سن : 25

شهر : اصفهان


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: ناراحت ناراحت
جوايز اخذ شده:

http://www.vayazjodaee.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: لكه ننگ

پست من طرف sanaziii في 2010-02-21, 15:20

خاک تووی اون سر دختره که انقدر خنگ بود
آره بابا پسرا اصلا آبرو سرشون نمیشه به فامیل خودشونم رحم نمیکنن
چه روزگاریه ای خدااااااااااااااااااااا a6

___________________________________________________
همیشه دور بودن به معنای فراموش کردن نیست گاهی فرستی است برای دلتنگ شدن

sanaziii
مدير تالار دانشجو
مدير تالار دانشجو

تعداد پستها : 395

امتياز كاربر : 909

تاريخ عضويت : 2009-10-31

جنسيت : انثى

متولد : 1991-06-12

سن : 25


ساير موارد
نوع گوشي همراه: سوني اريكسون سوني اريكسون
حالت من: شاد شاد
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: لكه ننگ

پست من طرف baran في 2010-02-21, 15:30

آره منم موافقتم ساناز جان
دخترا بايد خودشون نخوان تا پسرا بهشون نزديك نشن

baran
.
.

تعداد پستها : 401

امتياز كاربر : 1005

تاريخ عضويت : 2010-01-18

جنسيت : انثى

متولد : 1991-04-15

سن : 25


ساير موارد
نوع گوشي همراه: ال جي ال جي
حالت من: عاشق عاشق
جوايز اخذ شده:

http://www.baranebahari1.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: لكه ننگ

پست من طرف setareh في 2010-02-22, 09:10

خاك توسرش چيه ساناز !!!!ننگ به اين دختر!!
من اگه جاي باباش بودم سرشو گرد ميبريدم
دختره ي بي حيا
اين جور دختران كه آبروي دختراي ديگه رو ميبرن
!!!!

___________________________________________________
آنگاه كه ضربه هاي تيشه ي زندگي را
بر ريشه ي آرزو هايت حس ميكني
بياد بياوركه زيبايي شهاب ها
از شكستن قلب ستارگان است

setareh
مدير تالار دانش آموز
مدير تالار دانش آموز

تعداد پستها : 681

امتياز كاربر : 1612

تاريخ عضويت : 2009-11-17

جنسيت : انثى

متولد : 1991-10-29

سن : 25

شهر : اصفهان


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: ناراحت ناراحت
جوايز اخذ شده:

http://www.vayazjodaee.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: لكه ننگ

پست من طرف baran في 2010-02-22, 09:53

اصلا اينجور دخترا لياقت مردنم ندارن

baran
.
.

تعداد پستها : 401

امتياز كاربر : 1005

تاريخ عضويت : 2010-01-18

جنسيت : انثى

متولد : 1991-04-15

سن : 25


ساير موارد
نوع گوشي همراه: ال جي ال جي
حالت من: عاشق عاشق
جوايز اخذ شده:

http://www.baranebahari1.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: لكه ننگ

پست من طرف دکی جون في 2010-02-22, 11:36

حالم بد شد
آره واقعا
ولی به نظر من کسی که جلوی خدا آبرو داری نمیکنه
جلوی خلق خدا که واسش چیزی نیست آبرو داری کنه

___________________________________________________
زندگی ، آبتنی در برکه ی اکنون است

دکی جون
بازرس كل
بازرس كل

تعداد پستها : 651

امتياز كاربر : 1207

تاريخ عضويت : 2009-10-28

جنسيت : ذكر

متولد : 1986-04-23

سن : 30


ساير موارد
نوع گوشي همراه: ال جي ال جي
حالت من:
جوايز اخذ شده:

http://www.akharinrahehal.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: لكه ننگ

پست من طرف setareh في 2010-02-22, 11:40

دكي از چي حالت بد شد؟؟؟؟
از بي حيايي پسره يا بيشرمي دختره؟؟؟
اصلا نظر تو در مورد اين كه بيشتر ين تقصير مال كيه چيه؟؟؟؟

___________________________________________________
آنگاه كه ضربه هاي تيشه ي زندگي را
بر ريشه ي آرزو هايت حس ميكني
بياد بياوركه زيبايي شهاب ها
از شكستن قلب ستارگان است

setareh
مدير تالار دانش آموز
مدير تالار دانش آموز

تعداد پستها : 681

امتياز كاربر : 1612

تاريخ عضويت : 2009-11-17

جنسيت : انثى

متولد : 1991-10-29

سن : 25

شهر : اصفهان


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: ناراحت ناراحت
جوايز اخذ شده:

http://www.vayazjodaee.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: لكه ننگ

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 05:52


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد