عاشقم اما خجالت میکشم

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف میترا في 2010-01-05, 08:34

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو داداشی صدا می کرد.به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهی به این مساله نمیکرد. اخر کلاس پیش من اومد و جزوه ی جلسه ی پیش رو خواست منم جزومو بهش دادم. بهم گفت: متشکرم داداشی و گونه منو بوسید.
میخوام بهش بگم ،می خوام که بدونه ،من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقم . اما ........ من خیلی خجالتی هستم......... علتشو نمیدونم.
تلفن زنگ زد ، خودش بود،گریه می کرد،دوست پسرش قلبشو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمی خواست تنها باشه. من هم اینکارو کردم.وقتی کنارش روی کاناپه نشسته بودم، تمام فکرم متوجه اون چشمای معصومش بود . ارزو می کردم عشقش متعلق به من باشه . بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت: متشکرم و گونه منو بوسید.
می خوام بهش بگم، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقشم. اما ....... من خیلی خجالتی هستم.......... علتشو نمیدونم.
روز قبل از جشن دانشگاه پیشم اومد و گفت: قرارم بهم خورده، اون نمی خواد با من بیاد. من با کسی قرار نداشتم . ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگر زمانی هیچکدومون برای مراسم پاتنر قرار نداشتیم با هم باشیم درست مثل خواهر و برادر. ما هم با هم به جشن رفتیم . جشن به پایان رسید من پشت سر اون، کنار در خروجی ،ایستاده بودم. تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیباش و اون چشمای همچون کریستالش بود. ارزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمیکرد و من اینو می دونستم به من گفت: متشکرم . شب خیلی خوبی بود و گونه منو بوسید .
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی باشم . من عاشقم . اما ........ من خیلی خجالتی هستم ....... علتشو نمیدونم .
یه روز گذشت ، سپس یه هفته ، یک سال ......... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره .
می خواستم که عشقش متعلق به من باشه اما اون به من توجهی نمیکرد و من این رو می دونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در اغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و اروم گفت : تو بهترین داداشی دنیا هستی . متشکرم و گونه منو بوسید.
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی باشم . من عاشقشم . اما.......من خجالتی هستم .......علتشو نمیدونم .
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی کلیسا ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که بله رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد . با مرد دیگه ای ازدواج کرد . من می خواستم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو می دونستم ، اما قبل از اینکه از کلیسا بره بیرون رو به من کرد و گفت: تو اومدی؟ متشکرم.
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام که فقط داداشی باشم . من عاشقشم . اما ....... من خیلی خجالتی هستم .......علتشو نمیدونم .
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه می کنم که دختری که من رو داداشی خودش می دونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یک نفر داره دفتر خاطراتش رو می خونه دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته بود و این چیزی هست که اون نوشته بود:
تمام توجهم به اون بود. ارزو می کردم که عشقش برای من باشه . اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو می دونستم . من می خواستم بهش بگم، می خواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من داداشی باشه من عاشقش هستم . اما .......من خجالتی ام ........ نمیدونم چرا ........... همیشه ارزو داشتم که به من بگه دوستم داره .

ای کاش این کارو می کردم ای کاش بهش می گفتم که چقدر دوستش دارم با خودم فکر می کردم و گریه می کردم

اگه هم دیگرو دوست دارید به هم بگید . خجالت نکشید عشق رو از هم دریغ نکنید . خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنید ، منتظر طرف مقابل نباشید ، شاید اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه.

هی نگید چی بگم ؟؟ برید جلو خدا بزرگه !!!

حالا من چه بگم به .....

___________________________________________________
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

میترا
بازرس
بازرس

تعداد پستها : 1173

امتياز كاربر : 3049

تاريخ عضويت : 2009-12-21


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده: بهترين كاربر بهترين كاربر

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف dorsa_old في 2010-01-05, 08:53

يعني بش بگم؟ a18
شوخي كردم داستان جالبي بود
دستت درد نكنه ميترا خانم a3

dorsa_old
.
.

تعداد پستها : 524

امتياز كاربر : 1294

تاريخ عضويت : 2009-10-29

متولد : 1989-10-30

سن : 27


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من:
جوايز اخذ شده:

http://cheshentezar.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف دکی جون في 2010-01-05, 11:53

درسا رو
خواهرجون اگه خجالت میکشی بگو من بهش بگم

___________________________________________________
زندگی ، آبتنی در برکه ی اکنون است

دکی جون
بازرس كل
بازرس كل

تعداد پستها : 651

امتياز كاربر : 1207

تاريخ عضويت : 2009-10-28

جنسيت : ذكر

متولد : 1986-04-23

سن : 30


ساير موارد
نوع گوشي همراه: ال جي ال جي
حالت من:
جوايز اخذ شده:

http://www.akharinrahehal.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف sara في 2010-01-05, 18:56

dorsa biya asan ba ham berim behesh begim a5
mikhai az rahi ke rasa yad dade ke shomareye kasi ke sms mide nemiyofte a16 sms bede bego doset daram az tarafe javane irani a17
mitra ras migi age adam saket bemone badan khodesh pashimon mishe a15 a15

sara
.
.

تعداد پستها : 285

امتياز كاربر : 553

تاريخ عضويت : 2009-10-25

جنسيت : ذكر


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف میترا في 2010-01-05, 19:06

پس سعی کنید سکوتو بشکنید هر چند که سخت باشه

___________________________________________________
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

میترا
بازرس
بازرس

تعداد پستها : 1173

امتياز كاربر : 3049

تاريخ عضويت : 2009-12-21


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده: بهترين كاربر بهترين كاربر

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف mohamad في 2010-01-09, 12:48

سكوت هم دنياي داره شيرين اما بسيار سخت و دل شكننده
عين من
اما اين رو بدونيد گاهي دلايلي براي سكوت است بسيار موجه

mohamad
.
.

تعداد پستها : 236

امتياز كاربر : 382

تاريخ عضويت : 2009-11-28

جنسيت : ذكر

متولد : 1982-12-29

سن : 33

شهر : تبریز


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من:
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف dorsa_old في 2010-01-10, 13:30

ولي بچه ها من معتقدم اگه دختر واقعا هم عاشق بشه هيچ وقت نبايد به زبون بياره
مردا وقتي عاشق ميشن پيشه چشمه معشوقشون بزرگ ميشن اما دخترا با عاشق شدن ارزش و اهميتشون كم و كمتر ميشه
عشق يه دختر با سكوت پر ارزش ميشه و عشق يه پسر با فرياد زدن

dorsa_old
.
.

تعداد پستها : 524

امتياز كاربر : 1294

تاريخ عضويت : 2009-10-29

متولد : 1989-10-30

سن : 27


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من:
جوايز اخذ شده:

http://cheshentezar.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف میترا في 2010-01-11, 12:23

جدا؟
a23

___________________________________________________
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

میترا
بازرس
بازرس

تعداد پستها : 1173

امتياز كاربر : 3049

تاريخ عضويت : 2009-12-21


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده: بهترين كاربر بهترين كاربر

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف niinii في 2010-01-11, 12:48

همیشه گفتن راه چاره نیست گاهی اوقات گفتن سودی نداره پس بهتره سکوت بشه مخصوصاً توی جامعه ی ما که عرفه که پسر باید پاپیش بذاره

___________________________________________________
.



بهترین چیز
رسیدن به نگاهی است
که از حادثه ی عشق تر است...

niinii
سرپرست سايت
سرپرست سايت

تعداد پستها : 1073

امتياز كاربر : 2567

تاريخ عضويت : 2009-11-09

جنسيت : انثى

متولد : 1990-03-21

سن : 26

شهر : اصفهان


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده: بهترين مدير بهترين مدير

http://www.be-taravate-baran.mihanblog.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف میترا في 2010-01-11, 13:03

حتما نبایداین حرف قبل از ازدواج باشه
بعضیها فکر میکنن گفتن ابراز علاقه قبل از ازدواج باید باشه
بعدش دیگه مهم نیست که بگی
چون خودش میدونه که دوستش دارم
ولی گفتن این یه کلمه ساده حداقل هر دو هفته یه بار
باعث تداوم زندگی میشه
a35

___________________________________________________
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

میترا
بازرس
بازرس

تعداد پستها : 1173

امتياز كاربر : 3049

تاريخ عضويت : 2009-12-21


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده: بهترين كاربر بهترين كاربر

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف niinii في 2010-01-11, 13:35

میتراجان بعد از ازدواج که بله باید بگی چون سکوت همه چیز رو به مرور به رکود می کشه اما فکر کنم داستانی که گذاشتی مربوط به قبل از ازدواج میشه، نه؟ a18

___________________________________________________
.



بهترین چیز
رسیدن به نگاهی است
که از حادثه ی عشق تر است...

niinii
سرپرست سايت
سرپرست سايت

تعداد پستها : 1073

امتياز كاربر : 2567

تاريخ عضويت : 2009-11-09

جنسيت : انثى

متولد : 1990-03-21

سن : 26

شهر : اصفهان


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده: بهترين مدير بهترين مدير

http://www.be-taravate-baran.mihanblog.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف میترا في 2010-01-11, 13:45

درسته
ولی از داستانها خوبه یه برداشت کلی داشته باشیم
اینم گفتم اگه اینطرف قضیه روتون نمیشه بگید
حداقل انطرف قضیه روتون بشه a17
یادآوری بهتر است پیشگیریه a5

___________________________________________________
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

میترا
بازرس
بازرس

تعداد پستها : 1173

امتياز كاربر : 3049

تاريخ عضويت : 2009-12-21


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده: بهترين كاربر بهترين كاربر

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف mohamad في 2010-01-12, 04:07

حالا بذارين يكي رو پيدا كنيم بعدا به اين حرفها هم ميرسيم a5

mohamad
.
.

تعداد پستها : 236

امتياز كاربر : 382

تاريخ عضويت : 2009-11-28

جنسيت : ذكر

متولد : 1982-12-29

سن : 33

شهر : تبریز


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من:
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف setareh في 2010-01-14, 08:25

من كه خجالت نميكشم بهش بگم البته اگه پيداش كنم ههههههههه

___________________________________________________
آنگاه كه ضربه هاي تيشه ي زندگي را
بر ريشه ي آرزو هايت حس ميكني
بياد بياوركه زيبايي شهاب ها
از شكستن قلب ستارگان است

setareh
مدير تالار دانش آموز
مدير تالار دانش آموز

تعداد پستها : 681

امتياز كاربر : 1612

تاريخ عضويت : 2009-11-17

جنسيت : انثى

متولد : 1991-10-29

سن : 25

شهر : اصفهان


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: ناراحت ناراحت
جوايز اخذ شده:

http://www.vayazjodaee.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عاشقم اما خجالت میکشم

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 05:54


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد