2 غزل عارفانه از امام خميني(ره)

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

2 غزل عارفانه از امام خميني(ره)

پست من طرف dorsa_old في 2009-12-03, 17:50

چشم بیمار

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم ***** چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم***** همچو منصور خریدار سردار شدم
غم دلدار فکنده است به جانم شرری ***** که بجان آمدم و شهره بازار شدم
در میخانه گشایید به رویم شب وروز ***** که من از مسجدو از مدرسه بیزار شدم
جامه زهد و ریا کندم و برتن کردم ****** خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد ****** از دم رند می آلود مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادی بکنم ****** من که با دست بت میکده بیدار شدم

--------------------------------------------------------------------------------
مستی عاشق
دل که آشفته روی تو نباشد دل نیست****آنکه دیوانه خال تو نشد عاقل نیست

مستی عاشق دلباخته از باده تواست****بجز این مستیم از عمر دگر حاصل نیست

عشق روی تو در این بادیه افکند مرا****چه توان کرد که این بادیه را ساحل نیست

بگذر از خویش اگر عاشق دلباخته ای****که میان توو او جز تو کسی حایل نیست

ره رو عشقی اگر خرقه و سجاده فکن****که بجز عشق تو را رهرو این منزل نیست

اگر از اهل دلی صوفی و زاهد بگذار****که جز این طایفه را راه در این محفل نیست

بر خم طره او چنگ زنم چنگ زنان****که جز این حاصل دیوانه لا یعقل نیست

دست من گیر و از این خرقه سالوس رهان****که در این خرقه بجز جایگه جاهل نیست

علم و عرفان بخرابات ندارد راهی****که به منزلگه عشاق ره باطل نیست

--------------------------------------------------------------------------------
avatar
dorsa_old
.
.

تعداد پستها : 524

امتياز كاربر : 1294

تاريخ عضويت : 2009-10-29

متولد : 1989-10-30

سن : 28


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من:
جوايز اخذ شده:

http://cheshentezar.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد