داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف mana في 2010-02-28, 04:51

[right][size=9]شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش. یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ....
.......


پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند
[/size]


[/right]

___________________________________________________

mana
مدير تالار ايران شناسي
مدير تالار ايران شناسي

تعداد پستها : 337

امتياز كاربر : 806

تاريخ عضويت : 2010-02-17

جنسيت : انثى

متولد : 1986-09-29

سن : 30


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: سپاسگذار سپاسگذار
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف میترا في 2010-02-28, 05:43

مانا اینها چیه مینویسی
دلم لرزید
اشکم جاری شد
نمیدونم باید دل به حال کی سوزوند
این وسط حق با کی بود؟
کار کی درست بود
لعنت به هر چه....................
داستانت خیلی غم انگیزو ناراحت کننده بود گلم

___________________________________________________
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

میترا
بازرس
بازرس

تعداد پستها : 1173

امتياز كاربر : 3049

تاريخ عضويت : 2009-12-21


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده: بهترين كاربر بهترين كاربر

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف میترا في 2010-02-28, 05:45

مانا نمیدونم چی بهت بگم
دلم لرزید
اشکم جاری شد
نمیدونم باید دل به حال کی سوزوند
این وسط حق با کی بود؟
کارکی درست بود؟
لعنت به هر چه....................
داستانت خیلی غم انگیزو ناراحت کننده بود گلم

___________________________________________________
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

میترا
بازرس
بازرس

تعداد پستها : 1173

امتياز كاربر : 3049

تاريخ عضويت : 2009-12-21


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده: بهترين كاربر بهترين كاربر

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف setareh في 2010-02-28, 06:13

لعنت به هر چي عشق
لازم نكرده توي زندگي آدم عشق باشه
الان سر كلاسم نزديكه بزنم زير گريه

___________________________________________________
آنگاه كه ضربه هاي تيشه ي زندگي را
بر ريشه ي آرزو هايت حس ميكني
بياد بياوركه زيبايي شهاب ها
از شكستن قلب ستارگان است

setareh
مدير تالار دانش آموز
مدير تالار دانش آموز

تعداد پستها : 681

امتياز كاربر : 1612

تاريخ عضويت : 2009-11-17

جنسيت : انثى

متولد : 1991-10-29

سن : 25

شهر : اصفهان


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: ناراحت ناراحت
جوايز اخذ شده:

http://www.vayazjodaee.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف dorsa_old في 2010-02-28, 12:07

ناراحت شدم خيلي
اما واقعا علي و مريم كاره درستي كردن؟
....
نميدونم
كاش يكم بيشتر چشمامونو باز كنيم و بهتر نگاه كنيم

dorsa_old
.
.

تعداد پستها : 524

امتياز كاربر : 1294

تاريخ عضويت : 2009-10-29

متولد : 1989-10-30

سن : 27


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من:
جوايز اخذ شده:

http://cheshentezar.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف mohamad في 2010-02-28, 13:41

عين سريال هنديها شد منتها يه انتقام گيرنده كم داره
حالا به نظرتون اتنقامشو كي ميگيره؟

mohamad
.
.

تعداد پستها : 236

امتياز كاربر : 382

تاريخ عضويت : 2009-11-28

جنسيت : ذكر

متولد : 1982-12-29

سن : 33

شهر : تبریز


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من:
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف dorsa_old في 2010-02-28, 13:47

اقا محمد اول مشخص كنين خطاكار كيه بعد دنباله انتقام گيرنده باشين
تويه اين داستان هر كس يه جوري اشتباه كرده

dorsa_old
.
.

تعداد پستها : 524

امتياز كاربر : 1294

تاريخ عضويت : 2009-10-29

متولد : 1989-10-30

سن : 27


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من:
جوايز اخذ شده:

http://cheshentezar.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف sara في 2010-02-28, 13:53

mohamad man miram entegham migiram alan miram baba ye pesare o babaye 2khtararp mikosham ta dg darse ebrati bashe bara digaran ke vaghti 2 ta kaftare kakol be sar mikhan ba ham ashiyon besazan digaran mozahem nashan

sara
.
.

تعداد پستها : 285

امتياز كاربر : 553

تاريخ عضويت : 2009-10-25

جنسيت : ذكر


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف ali في 2010-02-28, 15:03

اول سلام به اناني كه عاشقن دوم سلام به اناني كه به خاطر عشق زميني عشق اسمانيشان را فرامومش نميكنندو سوم سلام به اناني كه غمهاي زندگي پستشان را خميده ولي صبر را پيشه كرده اند....دخترك چشمش را گشود جز هاله هاي غم اطافش چيزي نميديد سر به اسمان بلند كرد و اهي كشيد . و گفت تو خداي مني و خالق من و هرچه تو براي من بخواهي من صميمانه با تمام وجود ميپذيرم شايد اين جمله را هزاران بار تكرار كرده بو شايد با اين جمله به ارامش ميرسيد

ali
.
.

تعداد پستها : 16

امتياز كاربر : 38

تاريخ عضويت : 2009-11-21


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من:
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف sanaziii في 2010-02-28, 15:27

چه داستان غم انگیزی عشق بد دردیه آخه چرا بعضی پدر مادرها انقدر دل سنگند الان که کار از کار گذشته فقط افسوس و عذاب وجدان تا آخر عمر دارند آخه این کارشون درسته امان امان امان....... a15

___________________________________________________
همیشه دور بودن به معنای فراموش کردن نیست گاهی فرستی است برای دلتنگ شدن

sanaziii
مدير تالار دانشجو
مدير تالار دانشجو

تعداد پستها : 395

امتياز كاربر : 909

تاريخ عضويت : 2009-10-31

جنسيت : انثى

متولد : 1991-06-12

سن : 25


ساير موارد
نوع گوشي همراه: سوني اريكسون سوني اريكسون
حالت من: شاد شاد
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف niinii في 2010-02-28, 15:42

شاید تنها چیزی که میشه گفت سکوت باشه. سکوت....

___________________________________________________
.



بهترین چیز
رسیدن به نگاهی است
که از حادثه ی عشق تر است...

niinii
سرپرست سايت
سرپرست سايت

تعداد پستها : 1073

امتياز كاربر : 2567

تاريخ عضويت : 2009-11-09

جنسيت : انثى

متولد : 1990-03-21

سن : 26

شهر : اصفهان


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده: بهترين مدير بهترين مدير

http://www.be-taravate-baran.mihanblog.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف setareh في 2010-02-28, 16:58

را تقصيرو ميندازيد گردن پدرو مادر
شايد اونا چيزايي ميدونستن كه اون دوتا كفتر عاشق نميدونستن
يا شايد احساس اجازه نميداد كه بخوان بفهمند
البته پسرو دختره ميتونستن با صبر (البته اگه عشقي واقعي داشتن)همه چيزو درست كنن

___________________________________________________
آنگاه كه ضربه هاي تيشه ي زندگي را
بر ريشه ي آرزو هايت حس ميكني
بياد بياوركه زيبايي شهاب ها
از شكستن قلب ستارگان است

setareh
مدير تالار دانش آموز
مدير تالار دانش آموز

تعداد پستها : 681

امتياز كاربر : 1612

تاريخ عضويت : 2009-11-17

جنسيت : انثى

متولد : 1991-10-29

سن : 25

شهر : اصفهان


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: ناراحت ناراحت
جوايز اخذ شده:

http://www.vayazjodaee.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف mana في 2010-03-01, 01:44

bacheha bebakhshid narahateton kardam,mikhayn dg dastane ghamgin nazaram?

___________________________________________________

mana
مدير تالار ايران شناسي
مدير تالار ايران شناسي

تعداد پستها : 337

امتياز كاربر : 806

تاريخ عضويت : 2010-02-17

جنسيت : انثى

متولد : 1986-09-29

سن : 30


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: سپاسگذار سپاسگذار
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف baran في 2010-03-01, 02:19

امان امان امان از دست اين پدر و مادرها
بابا اگه ميبينيد واقعا همديگرو دوست دارن سسب جداييشون نشيد
حالا دستش خاليه كه خاليه
بالاخره همينطور كه نميمونه
خود شما مگه اول زندگي همه چيز داشتيد؟

baran
.
.

تعداد پستها : 401

امتياز كاربر : 1005

تاريخ عضويت : 2010-01-18

جنسيت : انثى

متولد : 1991-04-15

سن : 25


ساير موارد
نوع گوشي همراه: ال جي ال جي
حالت من: عاشق عاشق
جوايز اخذ شده:

http://www.baranebahari1.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف dorsa_old في 2010-03-01, 04:12

منم شديدا جدا با تموم وجود با علي اقا موافقم
البته ميدونم ادم تو شرايطش قرار نگيره نبايد همينجوري حكم صادر كنه
اما اگه ما ادما بدونيم كي هسيم و خودمونو بشناسيم خيلي از چيزايي كه به نظرمون مشكلات لاينحلي هسن برامون مثه عسل شيرين ميشن

dorsa_old
.
.

تعداد پستها : 524

امتياز كاربر : 1294

تاريخ عضويت : 2009-10-29

متولد : 1989-10-30

سن : 27


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من:
جوايز اخذ شده:

http://cheshentezar.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف ayshin في 2010-03-07, 13:02

na ali jan nemishe adam del ne kasi bede dg nemitune ba kase dg zendegi kone .be nazare man dokhatre nabayd khodkoshi mikard vali nabayad jesmesham be kase dg midada vaghti ruhesh ba kase dgi bud. behtarinesh in bud ke beham miresidan hata ba dasate khali dokhatre mitunes ezvedaj ba gharibaro ghabul nakone !!!

ayshin
مدير تالار خودشناسي
مدير تالار خودشناسي

تعداد پستها : 169

امتياز كاربر : 365

تاريخ عضويت : 2010-01-30

جنسيت : انثى

متولد : 1991-11-04

سن : 25

شهر : تـبــــــــــــريـــــــز


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: ناراحت ناراحت
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف joline في 2010-03-11, 13:36

یه تیکه اولشو که خوندم میگم چقدر اشنا هستش نگو من خودم اینا رو توی سایتا پخش کردم
اره خیلی غم انگیزه
ممنون مانا جان

joline
.
.

تعداد پستها : 880

امتياز كاربر : 1928

تاريخ عضويت : 2010-02-12

جنسيت : انثى

متولد : 1993-03-11

سن : 23

شهر : تهران


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: شاد شاد
جوايز اخذ شده: بهترين ارسال كننده بهترين ارسال كننده

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف mana في 2010-03-11, 16:07

chio pakhsh kardi yeganeh?motevajeh nashodam

___________________________________________________

mana
مدير تالار ايران شناسي
مدير تالار ايران شناسي

تعداد پستها : 337

امتياز كاربر : 806

تاريخ عضويت : 2010-02-17

جنسيت : انثى

متولد : 1986-09-29

سن : 30


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: سپاسگذار سپاسگذار
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف joline في 2010-03-12, 09:39

این داستان رو قبلا من توی چند تا سایت گذاشته بودم

joline
.
.

تعداد پستها : 880

امتياز كاربر : 1928

تاريخ عضويت : 2010-02-12

جنسيت : انثى

متولد : 1993-03-11

سن : 23

شهر : تهران


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: شاد شاد
جوايز اخذ شده: بهترين ارسال كننده بهترين ارسال كننده

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف mana في 2010-03-13, 02:19

ama man nadidam aziiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiizam

___________________________________________________

mana
مدير تالار ايران شناسي
مدير تالار ايران شناسي

تعداد پستها : 337

امتياز كاربر : 806

تاريخ عضويت : 2010-02-17

جنسيت : انثى

متولد : 1986-09-29

سن : 30


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: سپاسگذار سپاسگذار
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف nasim في 2010-03-16, 09:59

ashke manam daromad akhe kheyli shabihe mane
shayadam akheresham mese in bashe

nasim
.
.

تعداد پستها : 5

امتياز كاربر : 10

تاريخ عضويت : 2009-10-30

جنسيت : انثى


ساير موارد
نوع گوشي همراه: سوني اريكسون سوني اريكسون
حالت من: سپاسگذار سپاسگذار
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف joline في 2010-03-16, 10:14

نه خدا نکنه نسیم جون
همیشه امید داشته باش وهیچ وقت خودتو نباز

joline
.
.

تعداد پستها : 880

امتياز كاربر : 1928

تاريخ عضويت : 2010-02-12

جنسيت : انثى

متولد : 1993-03-11

سن : 23

شهر : تهران


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: شاد شاد
جوايز اخذ شده: بهترين ارسال كننده بهترين ارسال كننده

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عشقولانه بخونید فقط گریه

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 05:54


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد