داستان عبرت اموز

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

داستان عبرت اموز

پست من طرف میترا في 2010-02-26, 20:28

دو روز مانده به پايان جهان، تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است. تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود. پريشان شد و آشفته و عصباني. نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد. داد زد و بد و بيراه گفت،خدا سكوت كرد. آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد. جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت،خدا سكوت كرد. به پر و پاي فرشته و انسان پيچيد،خدا سكوت كرد. كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد. دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت :عزيزم اما يك روز ديگر هم رفت. تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي. تنها يك روز ديگر باقيست. بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن. لابه لاي هق هقش گفت: اما با يك روز... با يك روز چه كار مي توان كرد... خدا گفت:آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند ، گويي كه هزارسال زيسته است و آنكه امروزش را درنمي يابد، هزار سال هم به كارش نمي آيد. و آن گاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: حالا برو و زندگي كن. او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي درخشيد. اما مي ترسيد حركت كند، مي ترسيد راه برود، مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد. قدري ايستاد... بعد با خودش گفت: وقتي فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگي چه فايده اي دارد، بگذار اين يك مشت زنگي را مصرف كنم. آن وقت شروع به دويدن كرد. زندگي را به سر و رويش پاشيد، زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد و چنان به وجد آمد كه ديد مي تواند تا ته دنيا بدود، مي تواند بال بزند، مي تواند پا روي خورشيد بگذارد.مي تواند...

او در آن يك روز آسمان خراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي را به دست نياورد اما...
اما در همان يك روز دست بر پوست درخت كشيد. روي چمن خوابيد. كفش دوزكي را تماشا كرد. سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي كه نمي شناختندش سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد. او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.

او همان يك روز زندگي كرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند، امروز او در گذشت، كسي كه هزار سال زيسته بود.

هیچ وقت نگو دیگه نمیشه ٬ عمرم گذشتو هیچ کاری نکردم ٬ دیگه از من گذشته ٬ هنوزم دیر نیست حتی اگه میدونی ۱ روز دیگه فقط زنده ای پس عجله کن چون خیلی کارا میتونی انجام بدی ٬ پس نزار کارات ناتموم بمونه
از آن نترس که زندگی ات تمام شود ٬ از آن بترس که زندگی ات را هرگز شروع نکرده باشی .
اگه شما فقط یه روز از عمرت باقی مونده باشه چکار میکنی؟

___________________________________________________
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

میترا
بازرس
بازرس

تعداد پستها : 1173

امتياز كاربر : 3049

تاريخ عضويت : 2009-12-21


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من: مهربون مهربون
جوايز اخذ شده: بهترين كاربر بهترين كاربر

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عبرت اموز

پست من طرف mana في 2010-02-27, 04:23

khoshhal misham chun aziztarin kasamo mibinam,merci mitra jun babate dastane ghashanget

___________________________________________________

mana
مدير تالار ايران شناسي
مدير تالار ايران شناسي

تعداد پستها : 337

امتياز كاربر : 806

تاريخ عضويت : 2010-02-17

جنسيت : انثى

متولد : 1986-09-29

سن : 30


ساير موارد
نوع گوشي همراه: نوكيا نوكيا
حالت من: سپاسگذار سپاسگذار
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عبرت اموز

پست من طرف mohamad في 2010-03-05, 12:56

اين كلمات حالت انساني رو بيان مي كند كه تنها يه روز از عمرش باقي مونده و هيچ چيز ديگه از اين دنيا نمي خواد فقط و فقط مي خواد زيبايي هايي اون رو ببينه
مثل يه زنداني كه كه حسرت ديدن يك بار بيرون زندان رو داره

mohamad
.
.

تعداد پستها : 236

امتياز كاربر : 382

تاريخ عضويت : 2009-11-28

جنسيت : ذكر

متولد : 1982-12-29

سن : 33

شهر : تبریز


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من:
جوايز اخذ شده:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عبرت اموز

پست من طرف dorsa_old في 2010-03-07, 12:50

قبلا شنيده بودمشو لذت برده بودم
اما فراموشش كرده بودم
ممنونم ميترا جان كه دوباره يادم انداختيش
دوباره لذت بردم
البته اين دفعه سعي ميكنم به غير از لذت بردن بهش فكرم بكنم
مرسي عزيزم

dorsa_old
.
.

تعداد پستها : 524

امتياز كاربر : 1294

تاريخ عضويت : 2009-10-29

متولد : 1989-10-30

سن : 27


ساير موارد
نوع گوشي همراه:
حالت من:
جوايز اخذ شده:

http://cheshentezar.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستان عبرت اموز

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 05:51


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد